تبليغاتX
پايگاه اطلاع رساني « رضا استادي »
این وبلاگ فقط «خبر رسانی» می کند و تنها با «خبرهای جدید » به روز می شود

يك بازيگر طنز فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني دستگير شد.

اين بازيگرفعاليت خود را از ايفاي نقش در آيتم‌هاي تلويزيوني آغاز كرد و بعدها در عرصه كارگرداني نيز فعاليت كرد و سريال‌هايي براي شبكه سه و پنج سيما ساخت.

منابع خبري ما علت دستگيري وي را حمل اسلحه و كراك عنوان كرده‌اند. كراك نوعي ماده مخدر است كه تاثيرات بدي بر روي اعصاب و روان انسان‌هاي مصرف كننده به جا مي‌گذارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رضا درميشيان دستيار كارگردان و برنامه‌ريز فعلي سينماي ايران و روزنامه‌نگار سينمايي سابق، اين روزها همه موتور سواران شهر تهران را به چشم دزد می بیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به دنبال اعلام خبر ساخت مستند جديد ابراهيم حاتمي‌كيا سايت‌ها و خبرگزاري‌هاي مختلف اقدام به انعكاس اين خبر كردند. برخي از اين سايت‌ها منبع خبري خود را در خبر منتشره اعلام و برخي ديگر نيز بدون ذكر منبع اين خبر را انعكاس دادند. ضمن آنكه اين خبر در بخش‌هاي خبري ساعت ۱۴، ۳۰/۲۰ و ۲۲ سيماي روز چهارشنبه نيز پخش شد. در زير فهرست برخي از رسانه‌هايي كه خبر مذكور را منعكس كرده‌اند درج شده است.

خبرگزاری مهر / حاتمی‌کیا به "300" پاسخ می‌دهد

خبرگزاری فارس /حاتمی کیا پاسخ 300 را می دهد

خبرگزاری فارس /حاتمي‌كيا در پاسخ به 300 امسال آماده پخش مي‌شود

جام جم آن لاین /حاتمی کیا به فیلم 300 پاسخ می دهد

سینمای‌ما/ ابراهيم حاتمي‌كيا در پاسخ به 300 در ايتاليا فيلم مي‌سازد

ايسنا /تهيه‌كننده‌ مستند حاتمي‌كيا: به صراحت اعلام مي‌كنيم قصد نداريم فيلمي را در پاسخ به ‌فيلم 300 بسازيم

تهران امروز /حاتمي كيا به ۳۰۰ پاسخ نمي‌دهد

جام جم /مستندي كه هنوز اسم ندارد

ايلنا /سينما عليه سينما

رقصيدن روي مين /پاسخ حاتمي‌كيا به فيلم 300

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قرار گرفتن نام « ابراهيم‌ حاتمي‌كيا» فيلم‌ساز پر سابقه دفاع مقدس در كنار فيلم ضد ايراني و موهن  « 300» روز گذشته به سوژه خبري چند خبرگزاري تبديل شده بود. ماجرا با انتشار خبري در وبلاگ شخصي من آغاز شد. در اين خبر اعلام شده بود « ابراهيم حاتمي‌كيا فيلم‌ساز پر سابقه دفاع مقدس با ساخت فيلمي به ساخته ضد ايراني اخير هالیوود پاسخ مي‌دهد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ا

 

 

 

 

 

ابراهيم حاتمي‌كيا فيلم‌ساز پر سابقه دفاع مقدس با ساخت فيلمي ساخته ضد ايراني اخير هاليوود پاسخ مي‌دهد.او اين روزها در ايتاليا به سر مي‌برد تا بخش‌هاي خارج از كشور اثر تازه خود را ثبت و ضبط كند. اثر تازه حاتمي‌كيا در قالب مستند روايت مي‌شود و هنوز مشخص نيست كه خروجي كار وي يك مستند تك قسمتي خواهد بود يا يك سريال مستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اينكه آدم در عصر يك روز از ماه ارديبهشت كه از آسمان ميرداماد باران مثل سيل به سمت زمين راه افتاده؛ پشت نوت بوك شخصي‌اش بنشيند و مثل پدر بزرگ‌ها گذشته هشت ساله يك روزنامه فرهنگي ـ هنري را ورق بزند هم جذاب است و هم شيرين. اما اين جور خاطره نويسي‌ها هميشه يك مشكل اساسي دارد و آن اين است كه در اين « روزنامه‌نگاري» كه حالا ديگر تبديل به حرفه ما شده، اتفاق‌ها آنقدر تند و سريع رخ مي‌دهد كه گاهي توالي آنها را فراموش مي‌كنيم. اين حرف واقعا تعارف و شوخي نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ویرانی ـ قسمت شانزدهم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روزنامه وزين تهران امروز در گزارشي به نقل از فرج الله سلحشور كارگردان، نويسنده فيلم‌نامه و تهيه كننده سريال حضرت يوسف ع  به مساله مهمي اشاره كرده‌ است: « به گفته كارگردان اين پروژه تاريخي 100 هزار هنرور  و 200 بازيگر ديالوگ گو (20 بازيگر نقش اول، 30 بازيگر نقش دوم و مابقي نقش سوم) در اين مجموعه حضور داشته‌اند.» البته اين مطلبي نيست كه خانم مريم فلاح دبير سرويس تلويزيوني اين روزنامه و نويسنده احتمالي خبر خودشان درگزارش نوشته باشند. با توجه به سابقه همكاري و شناختي كه از ايشان دارم به جرات مي‌توانم بگويم كه وي از معدود خبرنگاران تلويزيوني دقيق جامعه مطبوعاتي ما هستند. اين مساله قطعا در فرمايشات كارگردان اين سريال بوده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 سريال تلويزيوني مختارنامه آخرين ساخته داوود ميرباقري پر از انتخاب‌هاي عجيب و غريب است. سال گذشته حامد حدادي بسكتباليست قد بلند مشهور كشورمان  در نقش شخصيتي تاريخي و منفي با نام « يحيي بن زمزم» به اين سريال پيوست و ايفاي نقش كرد. چند روز قبل هم « احمد ايراندوست» بازيگري كه به « غول برره» مشهور است به جمع بازيگران اين سريال اضافه شد. احمد ايراندوست در اين بخش از كار نقش يك زنداني را ايفاء مي‌كند كه به دليل اختلافي شخصي با عمر سعد به زندان افتاده و حالا در زندان با او روبرو مي‌شود. نكته جالب توجه اين است كه اين بازيگر كه فيزيكي خاص دارد، با كمك جلوه‌هاي ويژه گريم چهره‌اي ترسناك و خشن پيدا كرده است.

فيلم‌برداري سريال تلويزيوني مختارنامه به كارگرداني داوود ميرباقري همچنان در احمد آباد مستوفي ادامه دارد و در چند روز گذشته دست اندركاران سريال تلويزيوني مختارنامه با ورود به چهارمين سال فيلم‌برداري اين اثر، اين روزها در دكورهاي « كوشك سفيد» در منطقه احمد آباد مستوفي در حال ادامه كار هستند. در اين مقطع از توليد، بخش‌هايي از كار به تصوير كشيده مي‌شود كه مربوط به دوران جواني مختار است. فريبرز عرب نيا در نقش « مختار ابو عبيده ثقفي» در كنار مهدي فخيم زاده در نقش « عمر سعد»، اكبر زنجان‌پور در نقش «‌ سعيد ابن مسعود ثقفي» فرماندار مدائن، ويشكا آسايش در نقش « جعده همسر امام حسن ع» و سيد جواد هاشمي در نقش « طبيان» يكي از ياران امام حسن ع برخي از بازيگران اين بخش از سريال هستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ویرانی - قسمت پانزدهم

قسمت پانزدهم داستان ویرانی به همه خوانندگان تقدیم می شود. البته یک جاهایی از داستان که در دبی اتفاق می افتد به نظر می رسد بد جوری سانسور شده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سريال حضرت يوسف ع، ضمن تشكر از وزير ارشاد، معاون سيما و مدير مركز سيما فيلم به خاطر حضور در جمع دست اندركاران اين سريال به آنها تسليت گفت.

همانطور كه در اين عكس مي‌بينيد همزماني چاپ آگهي تسليت براي مجيد ميرفخرايي و آگهي تشكر از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاون سيما و مدير عامل مركز سيما فيلم در روزنامه باني فيلم سبب شده اتفاق بامزه‌اي رخ بدهد. ماجرا از اين قرار است كه متن آگهي مربوط به مجيد ميرفخرايي مدير هنري اين سريال يك آگهي تسليت است اما متن آگهي مربوط به وزير ارشاد، معاون سيما و مدير مركز سيما فيلم يك آگهي تشكر است. نكته اينجاست كه در بالاي آن دو آگهي ديگر يك خط تيره به همراه عبارت « بازگشت همه به سوي اوست» آمده كه مربوط به آگهي تسليت است! مشخص نيست اين مساله يك اشتباه بوده يا سهوا اتفاق افتاده اما هرچه هست محتواي جالبي دارد. ابتداي آن دو آگهي مانند نامه‌هاي اداري با عبارت « سلام عليكم» آغاز شده و به خاطر حضور آنها در جمع عوامل حضرت يوسف ع از آنها تشكر و تقدير شده است. بنده خدا مخاطب اين آگهي نمي‌داند كه آيا بايد اين تقدير و تشكر را باور كند يا آن نوار سياه و عبارت « بازگشت همه به سوي اوست» را كه در بالاي آگهي درج شده است. اگر شما جاي اين سه نفر بوديد چه مي‌كرديد و چه تعبيري از اين آگهي مي‌كرديد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:50 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مسعود ده نمکی کارگردان فیلم اخراجی ها به عنوان میهمان ویژه در جشنواره

فیلم کن حضور می یابد.

ده نمکی از سوی محمد حقیقت ایرانی ساکن فرانسه به این جشنواره دعوت شده و قرار است در طول برگزاری این جشنواره به عنوان میهمان ویژه در شهر کن حضور یابد. کلیه هزینه های حضور ده نمکی در کن از جمله هزینه هتل، هزینه اقامت و... نیز به عهده جشنواره خواهد بود.

ده نمکی این روزها برای نمایش فیلمش در روسیه به  سر می برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

« اگي باز بگي كه دوستم نداري/ اگي باز بري و تنهام بذاري/ اگي همه دنيا بگن اومدي و پشيموني/ باز تو چشمات مي‌خونم كه با من نمي‌موني». پيش از شروع نمايش فيلم در يكي از سينماهاي جشنواره، از بلندگوهاي سينما اين ترانه به گوش مي‌رسد. از گوشه و كنار شهر همدان بچه‌ها به سينما آمده‌اند تا بيننده فيلمي خارجي با نام « هواپيما» ساخته« سدريك كان» از كشور فرانسه باشند. هيجان بچه‌ها غير قابل توصيف است. ظاهرا از دو روز قبل كه جشنواره آغاز شده، فروش تخمه سياه و انواع و اقسام پفك و چيپش سير صعودي پيدا كرده است. مصرف تنقلات بخشي از برنامه كودكان همداني هنگام تماشاي فيلم است كه اين مساله را با لذت بيشتري توام مي‌كند. گاهي هم خوراكي‌ها با كارتن وارد سالن سينما مي‌شود و از سوي يكي از بچه‌ها ميان بچه‌هاي يك مدرسه تقسيم مي‌شود. حالا همدان دو روز است كه ميزبان جشنواره بيست و يكم كودك شده است. آنچه در برخورد اول بيش از هرچيزي جلب توجه مي‌كند، بازسازي سينماها است. در چند سالي كه به ديدن سينماهاي خراب و نيمه مخروبه در شهرستان‌ها عادت كرده‌ايم؛ سينماهاي همدان در نگاه اول رويايي تعبير شده را مي‌ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مجيد رضائيان امروز از جام جم مي‌رود. نمي‌دانم اگر قرار بود خودش اين خبر را بنويسد با چه جمله و چه سبك خبري مي‌نوشت. آيا از سبك هرم وارونه كمك مي‌گرفت يا اينكه يك نرم خبر درست و حسابي از اين خبر در مي‌آورد؟ در يازده سالي كه در مطبوعات مختلف مشغول به كار هستم هميشه تلخ‌ترين خاطراتم مربوط به روزهاي جدا شدن از همكاراني بوده كه مدت‌ها به حضور در كنار آنها عادت كرده بودم. آقاي رضائيان هم يكي از همان‌ افرادي است كه به سختي مي‌شود به نبود او عادت كرد. او گردن خيلي از بچه‌هاي روزنامه جام جم « حق » دارد و از همه مهم‌تر حق بزرگي بر گردن جام جم دارد. او در شرايطي كه همه نسبت به اين روزنامه بد بين بودند، مسووليت سردبيري روزنامه را به عهده گرفت و اين روزنامه را كه مي‌توانست تبديل به نشريه‌اي سياسي و خطي شود، به روزنامه‌اي معتدل و خواندني تبديل كرد. اينها شايد ساده‌ترين جملاتي است كه مي‌توان در توصيف بخشي از توانايي‌هاي حرفه‌اي او به كار برد. امروز روز آخري است كه مجيد رضائيان در روزنامه جام جم مسووليت دبيري تحريريه را به عهده دارد. امروز قرار است او در جمع بچه‌هاي روزنامه اين مساله را اعلام كند. چه خوب است كه من امروز همدان هستنم و در جمع همكارانم حضور ندارم. چون اصلا نمي‌توانم جدا شدن يكي از حرفه‌اي ترين نيروهاي روزنامه جام جم را ببينم و بعد هم احساسات خودم را كنترل كنم! نمي‌دانم آيا مي‌توان به نبودن او هم مانند نبود ديگر همكارانمان عادت كنيم؟ آيا به سادگي مي‌توانيم آن تكيه كلام معروف « ارادتمند حضرت عالي» او را فراموش كنيم؟ يا‌ آن گيردادن‌ها و حساسيت‌هايي كه گاه نسبت به برخي از مطالب داشت؟

مجيد رضائيان امروز مي‌رود اما هفت سال كار و تجربه حرفه‌اي پشت سر او در لابلاي صفحات روزنامه جام جم باقي مي‌ماند. خيلي از آن مطالب و صفحه اول‌هايي كه او بست تا سال‌ها مي‌تواند آموخته‌هاي زيادي براي من و همكارانم داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:0 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بارها از خودم پرسيدم مسافران آن هواپيماي c_ 130 ‌ لعنتي كه خبرنگاران مختلف طي سقوط آن به شهادت رسيدند، در آخرين لحظه‌هاي عمر خود چه حسي داشتند؟ آيا آنها متوجه شدند كه در اثر سقوط هواپيما خواهند مرد يا اينكه براي لحظه‌اي دنيا در نگاه آنها زير و رو شد و بعد كه چشم باز كردند خود را در محيطي غريبه ديدند و كسي به آنها گفت: اينجا همون دنياييه كه بالاخره آدمها ازش سر در ميارن!؟

در چند سال اخير هواپيما سواري هم تبديل به راه حل مناسبي براي رسيدن به معبود! شده است. نمي‌دانم خلبان‌هاي محترم، ميهماندارهاي گرامي و اعضاء غيور گارد پرواز هر بار با چه حسي وارد اين تابوت مرگ هوايي مي‌شوند اما من شخصا هر بار كه سوار هواپيما مي‌شوم هيچ انتظاري براي اينكه ساعتي بعد زنده از آن آهن پاره متحرك بيرون بيايم ندارم. وقتي هم از هواپيما پياده مي‌شوم، از خداوند متعال به خاطر اينكه به من فرصت زندگي دوباره داد تشكر مي‌كنم و از همان لحظه سعي مي‌كنم آدم خوبي بشوم و ديگر گناهي مرتكب نشوم و.... بهرحال تعداد زيادي از دوستان من در يك سانحه هوايي جان خود را از دست دادند. چند وقت قبل هم كه خبرنگارهاي محترم سينمايي مي‌خواستند به همدان بروند، به دليل نقص فني و اين ماجراها پرواز انجام نشد و آنها به خانه خود برگشتند. اگر كمي منصف باشيم مي‌بينيم كه احتمال خطر هست. به همين دليل برخود لازم مي‌دانم در اين لحظات آخر پيش از حركت به سمت فرودگاه از كليه دوستان و عزيزاني كه با تشريف فرمايي احتمالي خود، روح بنده و ديگر خبرنگاران محترم را شاد مي‌كنند، پيشاپيش تشكر كنم. به خصوص از صنف محترم انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران، هيات اسلامي روزنامه نگاران مسلمان، انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و... هم كه البته جاي خود دارد. بهر حال زندگي همين است. اگر سالم به فرودگاه همدان رسيديم، بعد از سپاسگذاري به درگاه خداوند متعال، مطالبي درباره جشنواره بيست و يكم كودكان و ولايت همدان خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 5:32 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پژمان لشگري‌پور معاون فرهنگی مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و دبير نخستين جايزه شهيد آويني از سمت خود استعفاء داد.

وي در اواخر سال 85 اعلام كرده بود كه در سال جديد ديگر در كنار محمد آفريده حضور نخواهد داشت اما اهداء جايزه شهيد آويني و مراحل مختلف مربوط به آن سبب شد كه تا وي تا اوايل ارديبهشت ماه جاري با مركز گسترش سينماي مستند و تجربي همكاري داشته باشد.

لشگري پور علاوه بر فعاليت‌هاي مطبوعاتي در سال‌هاي گذشته با تاسيس دفتري به نام « موسسه فرهنگي هنري سنا » در توليد فيلم‌هايي همچون: قارچ سمي، مزرعه پدري، پابرهنه تا بهشت و... همكاري و مشاركت داشته است.

بنا اطلاعات كسب شده وي از هفته آينده دوباره به دفتر تهيه و توليد فيلم خود      « موسسه فرهنگي هنري سناء» باز مي‌گردد. هنوز مشخص نيست كه خبر اين استعفاء چه زماني از سوي مراجع رسمي اعلام و چه شخصي جايگزين او خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فيلم لبه پرتگاه تعطيل شد. اين خبري بود كه در ايام پس از عيد جامعه سينمايي منتظر شنيدن آن بود. واقعيت اين است كه شيوه‌هاي فيلم‌سازي بهرام بيضايي با چارچوب‌هاي سينماي محدود ايران خيلي جور در نمي‌آيد. وقتي هم كه قرار است استاد در چارچوب يكي از تهيه كنندگان سينماي ايران قرار بگيرد، معلوم است كه بعد از اندكي مقاومت! اين چارچوب به هم مي‌ريزد و فيلم‌نامه استاد به ديگر نوشته‌هاي كتاب‌خانه او ملحق مي‌شود.

درباره فيلم‌هاي بيضايي هميشه شنيده‌ايم كه او از بازيگران براي ايفاي نقش تست گرفته و با آنها جلسات روخواني فيلم‌نامه برگزار كرده است. طبق شنيده‌ها اينبار هم چنين شيوه‌اي در پيش گرفته شده و چند بازيگري كه در ابتداي كار از حضور در اين فيلم انصراف دادند، به دليل اينكه حاضر نبودند در مقابل استاد تست بدهند از كار كناررفتند.

از سوي ديگر وقتي قرار است 28 بازيگر در يك فيلم حضور داشته باشند طبيعي است كه به همه آنها نقش‌هاي اصلي « نرسد». از خيلي از بازيگران شنيده مي‌شد كه از كوتاهي نقش‌هاي خود رضايت نداشته و به همين دليل از كار كنار رفته‌اند. بعد هم ظاهرا استاد حاضرنشدند يك بازيگر « زن» توصیه شده را در فيلم خود به كار بگيرند و به همين دليل اختلاف ميان تهيه كننده و كارگردان بالا گرفته و همه اينها كار را به جايي رسانده كه دفتر توليدفيلم اعلام كند « ‌به دلیل فراهم نشدن شرایط تولید منتفی اعلام شد».

اگر درباره داستان اين فيلم هم كنجكاو هستيد بايد به اطلاع شمابرسانم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز در جايي جعفر دهقان را ديدم. اين بازيگر سينما و تلويزيون اين روزها دچار آتروز شده و به گردنش آتل بسته است. البته دست سمت راستش هم ظاهرا مشكلي پيدا كرده و در حال گذراندن دوران درماني فيزيوتراپي است تا حالش بهتر شود. در حال حاضر انگشتان دست راستش بي‌حس است. براي او آرزوي سلامتي مي‌كنم. او بازيگر توانايي است كه در سينما كمتر قدر ديده است. سركار خانم آرزو شهبازي مدتي قبل مصاحبه‌اي با اين بازيگر توانا انجام دادند كه اگر دوست داشته باشيد مي‌توانيد آن را در سايت خبري سيما فيلم بخوانيد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

بعد از دو سال انتظار سرانجام دوشنبه سوم ارديبهشت ماه اولين قسمت سريال تلويزيوني « مدار صفر درجه» از شبكه يك سيما پخش شد. منتظر بودم تا با سبك و سياق خاص حسن فتحي شاهد داستاني عاشقانه از تاريخ ايران در دهه بيست باشيم. داستاني كه در حاشيه آن تاريخ هم روايت شود. اما هنوز ده دقيقه از پخش سريال نگذشته،خاخام اسحاق در مقابل « انجمن همكشيان يهود» به قتل مي‌رسد. در صحنه بعدي داماد خانواده پارسا اشاره مي‌كند كه صفحه گرامافون از آلمان آمده و بعد بحث قدرت هيتلر را پيش مي‌كشد. در صحنه بعدي اشاره مي‌شود كه قتل خاخام با گروه‌هاي ضد يهود طرفدار آلمان ارتباطي دارد. بعد هم كارآگاهان غيور داستان در يك تعقيب و گريز افرادي را دستگير مي‌كنند كه يهودي هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در زمينه برخورد با خانم‌هاي بد حجاب كه اين روزها در خيابان‌هاي تهران رواج پيدا كرده يك پيشنهاد عملي به ذهنم رسيد. امروز يكي از دوستان بي‌حجاب مي‌گفت كه در خيابان وقتي دختران بي‌حجاب از سوي نيروهاي محترم انتظامي دستيگر مي‌شوند بعد از انتقال به محل‌هاي از پيش تعيين شده با پرداخت جريمه آزاد مي‌شوند. البته اينكه اين حرف تا چه اندازه درست است يا اينكه چقدر واقعيت دارد مساله بحث ما نيست  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در اقدامی جالب توجه نام سیاوش سرمدی یکی از برنگان بخش تحقیق را از فهرست اسامی برندگان خود جا انداخته است. سياوش سرمدي براي فيلم داوطلب مرگ از محصولات شبكه الكوثر برنده جايزه ده سكه طلا و لوح سيمين اين جشنواره شده بود. براي ديدن خبر مي‌توانيد به خبرگزاری ایسنا  که این خبر را منعکس کرده مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط رضا استادی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin