
ابراهيم آبادي هم اخيرا به جمع هنرمنداني پيوسته كه در عرصه تبليغات فعاليت دارند.
تصوير اين بازيگر سينما و تلويزيون اين روزها بر روي يك بيلبورد تبليغاتي كه در نزديكي ايستگاه مترو دروازه دولت نصب شده، قابل مشاهده است.
پيش از اين هنرمندان ديگري همچون: جمشيد مشايخي، جمشيد هاشمپور، محمد رضا فروتن، مهران مديري، علي صادقي، مهدي سلوكي و.... نيز در زمينه تبليغات حضور پيدا كرده بودند.
يك نويسنده ايراني در حال نگارش رماني است كه يكي از شخصيتهاي اصلي آن « نانسي عجرم» است. ماجرا هم از جايي آغاز ميشود كه يك كارگردان ايراني به دبي ميرود تا براي نانسي كليپ بسازد.
اين خبر را به اين دليل آوردم كه اين روزها ظاهرا بازار حمله به نانسي خيلي داغ است. ماجرا هم از جايي آغاز شد كه چند روز قبل در سايتهاي اينترنتي خبري منتشر شده بود كه با ورود كاربران ايراني به سايت اين خواننده، اين پيغام ظاهر ميشد: « شما اجازه ورود به سايت شخصي نانسي عجرم رو نداريد زيرا از كشور كثيف ايران هستيد. پس برو گم شو و ديگه هم سعي نكن »
اما « نانسي عجرم» ، با انتشار خبري در وبسايت رسمي خود، از ايرانيان عذر خواهي كرده است.
او در بخش « News» وبلاگ رسمي خود، با انتشار خبري اعلام كرده من طرفداران زيادي در ايران دارم و همه آنها را دوست دارم و نميدانم اين كار را چه كسي كرده و خيلي از اين ماجرا ناراحت هستم.
در خبرهاي بعدي اطلاعات كاملتري از اين داستان ميخوانيد.
سينماي ايران اين روزها دست به گريبان معضل قاچاق فيلمهاي سينمايي است. اين مساله بيگمان ميرود كه به نابودي اين صنعت ـ هنر منجر شود. از آنجا كه تا اين لحظه تمهيداتي همچون: نصب دوربينهاي مدار بسته در سينماها، كد گذاري فيلمها، بيمه فيلمها وديگر شيوههاي علمي به نتيجه نرسيده است؛ به نظر ميرسد همچنان بهترين راه همچنان حركتهاي فرهنگي است. در همين زمينه پيشنهاد ميشود دست اندركاران سينما با عزمي جدي به سراغ فيلمهايي با مضمون قاچاق بروند و در قالب يك مجموعه، فيلمهايي در مذمت مساله قاچاق فيلم بسازند. در زير نام برخي از فيلمسازان و سوژههاي فيلمسازي اعلام ميشود:
شعبان جعفري:
اشتباهم اين بود كه سينما را جدي نگرفتم
اشاره:
شعبان جعفري معروف به شعبان بيمخ نامي آشنا در تاريخ ايران و دوره پهلوي است. شهرت او به دليل چماق كشيدنها و شرارتهايي است كه در دوران جواني خود انجام داده است. وي از جمله افراد طبقه فرودست جامعه ايراني بود كه دست روزگار او را گرفت و بركشيد و هم صحبت و همنشين طبقه فرادست و حكومتگران كرد. بيشك نقش او در وقايع منتهي به كودتاي 28 مرداد بسيار تاثير گذار و مهم بوده است. درباره نقش او در اين رويداد سخنهاي فراواني منتشر شده است. او بعد از كودتاي 28 مرداد به جايگاه بالايي در حكومت دست پيدا كرد و باشگاه ورزشي او شهرت زيادي در ميان ورزشكاران كسب كرد. سال 1381 كتابي درباره خاطرات جعفري منتشر شد اما بخشهاي ناگفته فراواني بود كه به دليل حساسيت اوضاع هرگز امكان انتشار پيدا نكرد. به گفته نزديكان جعفري بايد منتظر گذشت زمان ماند تا برخي ديگر از بخشهاي كتاب جعفري منتشر شود. آنچه ميخوانيد گفت و گويي است كه يكي از دوستانم در لس آنجلس با يكي از ياران نزديك جفعري انجام داده است. او يك ايراني به نام قاسم... است كه در همه اين سالها در كنار شعبان بوده و در ايران نيز سالها با او رفاقت و دوستي داشته و به قول خودش عمري با شعبون خان « چماق » ميزده است!
با سپاس فراوان از سركار خانم « نگار سرمست» به خاطر انجام اين گفت و گو، جهت آگاهي بيشتر مخاطبان سينماي ايران از اظهارات اين شخصيت تاثير گذار در زمينه سينما، گفت و گوي كامل جعفري را به حضورتان تقديم ميكنم.
سينما گران ايراني روز سهشنبه ـ 29 خرداد ماه ـ ساعت ده و سي دقيقه صبح در محل موزه سينما
تجمع ميكنند تا به شكلي نمادين اعتراض خود را نسبت به حقوق تضييع شده سينماي ايران و گسترش پديده قاچاق فيلمها اعلام كنند. يكي از دست اندركاران اصلي سينما نيز پيشنهاد كرده تا براي اينكه مراسم مذكور تاثير و بازتابي جدي در رسانههاي عمومي داشته باشد، سينماگران حاضر در اين مراسم، به صورت فردي يا جمعي در اعتراض به روندي كه به نابودي سينماي ايران ميانجامد؛ كفن به تن كنند.
از اين دست حركتهاي اعتراض آميز مدتي قبل نيز از سوي تهيه كنندگان فيلم نقاب انجام شد كه طي مراسمي در اقدامي نمادين، در پي تكثير نسخههاي قاچاق اين فيلم در بازار آزاد، اقدام به برگزاري مجلس ختم براي اين فيلم كردند. البته «كميته مبارزه با قاچاق سيديهاي غير مجاز فيلمهاي سينمايي خانه سينما» به عنوان تصميم گيرنده اصلي برگزاري مراسم روز سه شنبه هنوز تصميمي درباره كفن پوش كردن سينماگران ايراني اتخاذ نكرده است.
دوستاني كه با بنده و اين وبلاگ آشنايي دارند قطعا ميدانند كه من خبرنگار روزنامه جام جم هستم و در اين روزنامه در گروه رسانه در زمينه سينما و تلويزيون فعاليت ميكنم. بر خلاف روال بسياري از همكارانم؛ هيچگاه تمايل چنداني نداشتهام تا مطالبي را كه در جام جم مينويسم؛ به طور مرتب در اين وبلاگ هم آپلود كنم. چون فكر ميكنم مخاطبي كه آن روزنامه را ميخواند با مخاطب اين وبلاگ تفاوت زيادي دارد و دليل نميشود اين وبلاگ به نسخه الكترونيكي گروه رسانه روزنامه جام جم تبديل شود. اما در دو روز گذشته با خواندن مطالبي كه درباره جلسه نمايش فيلم اخراجيها در حوزه هنري نوشته شده، احساس ميكنم بخشهاي مهمي از ماجرا بيان نشده و مطالب نوشته شده به شدت دور از واقعيت بوده است. روز چهارشنبه در جام جم خبري نوشتم كه با توجه به گفت و گو با افراد حاضر در سالن، خبر منصفانهاي بود و حداقل در آن اشاره شده بود كه علي شاه حاتمي به مسعود ده نمكي چه گفت و.... جهت روشن شدن ماجرا، با اجازه دوستان آن را در اينجا نقل ميكنم.
برخي سايتهاي خبري به مطالب من لينك ميدهند. اما اكثر اين سايتها ـ از جمله سايت بالاترين ـ فيلتر است. از بازديدكنندگان محترمي كه داراي فيلتر شكن قوي هستند تقاضا ميكنم چند تايي از آنها را براي من ايميل كنند تا بتوانم با استفاده از آن سايتهاي مذكور را ببينم. ايميل من هم اين است: Reza_ostadi@yahoo.com
با تشكر پيشاپيش از همه شما ـ رضا استادي
در مطلب مربوط به جنجال آفريني نمايش فيلم اخراجيها در حوزه هنري، مسعود ده نمكي در وبلاگ خود مطلبي با نام « ديشب در حوزه هنري چه گذشت » نوشته و در بحث اظهار نظر، يك خانمي به نام « سهيلا» يك داستان نيمه پو... نوشتهاند. شايد اگر اين مطلب در جاي ديگري چاپ ميشد با عنوان « داستان غير اخلاقي» از آن نام برده ميشد. بيهيچ توضيحي توجه شما را به مطالعه اين داستان جلب ميكنم:
در پي حضور احمد رضا درويش در برنامه شب شيشهاي و طرح يكي از خصوصيترين مسائل زندگي وي از زبان رضا قوي پور؛ ميهمانان ديگر اين برنامه از حضور در برنامه شب شيشهاي انصراف دادند. علت اصلي اين انصراف، لو رفتن و انتشار سوالهاي برنامه بر روي يكي از سايتهاي اينترنتي عنوان شده است. برخي از سوالهاي لو رفته اين برنامه به شرح زير است:
· نظرتون درباره صيغه چيه؟ اين مساله مقدس رو تاييد ميكنيد؟
· راسته شما رو از توي « لپ لپ» درآوردن؟
با وجود تكذيب خبر منتشر شده بر روي وبلاگ رضا استادي درباره سفر مستند سازان ايراني به امريكا از سوي معاونت سينمايي و انجمن مستندسازان؛ گزارشهاي موثق حاكي است برخي از مستندسازان در امريكا حضور دارند و برخي ديگر نيز در راه امريكا هستند.
با وجود مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با سفر مستندسازان ايراني به امريكا، پنج مستند ساز ايراني دعوت شده از سوي موسسه « مري ديان» از حدود يك هفته قبل به مقصد امريكا از ايران خارج شدهاند.
طبق اعلام منابع خبري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به طور غير رسمي به 14
مستندساز ايراني دعوت شده، شديدا توصيه كرد تا از رفتن به اين سفر اجتناب كنند. علت اصلي اين توصيه نيز اين بود كه نمايشگاه آثار نقاشان ايراني كه توسط همين موسسه برگزار شد، چندي قبل با حضور « كاندوليزا رايس» وزير امور خارجه امريكا افتتاح شد و طبق شنيدههاي منابع ايراني احتمال حضور ديگر مقامات ارشد امريكايي از جمله جرج بوش رييس جمهور امريكا در برنامههاي فرهنگي موسسه « مري ديان» بسيار قوي بوده است.
امروز در محل كارم ـ روزنامه جام جم ـ چند بار به سايت دوستانم مهرزاد دانش و عليرضا معتمدي سر زدم اما با اين عبارت مسخره « مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نميباشد». هر دو اين دوستان گرامي در آخرين مطالب خود به احتمال فيلتر شدن سايتهاي خود اشاره كرده بودند. جالب اينكه در سايت اين دو نويسنده سينمايي هيچ مطلب غير اخلاقي و يا مطلب سياسي وجود نداشت كه سايت آنها را مشمول دريافت نشان ويژه فيلترينگ كند. جالب است كه در همين بلاگفا يك سايت غير اخلاقي با آدرسي مشابه آدرس من ثبت شده كه با وجود تماسهاي مكرر با خود بلاگفا و نيز مركز فيلترينگ سايتها، اقدامي در جهت فيلتر كردن آن انجام نشده

باغ بر جا ولي باغبان نيست
نكتهها باقي و نكتهدان نيست
بعد از حل شدن همه مشكلات جامعه و رفع مشكلات اقتصادي، مسوولان كشور تصميم گرفتهاند تا پديده ازدواج موقت را ترويج كنند. به نظر ميرسد براي ترويج اين مهم كه از اصول فراموش شده مملكت است؛ نياز به ياري رسانهها باشد. رسانهها نيز نشان دادهاند كه همواره در ترويج اين اصول مهم و حياتي، نقشي فعال و به سزا دارند. البته ذكر همه مسائل مربوط به ازدواج موقت در اين مقال نميگنجد اما در زير به برخي از تيترها و خبرهاي احتمالي رسانهها درباره اين پديده شيرين و مقدس در آينده اشاره ميشود:
· دولت در يكي از سفرهاي خود به يكي از شهرهاي ايران گفت: سهم جوانان اين شهر از تسهيلات ازدواج موقت چهل ميليارد تومان است.
![]()
![]()
با گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب، اتوموبيلهايي كه امام خميني بعد از ورود به ايران سوار بر آنها شد، در پاركينگ موسسه عروج فيلم خاك ميخورد و به دليل عدم مراقبت در معرض نابودي قرار دارد.
اگر فيلمهاي مربوط به ورود بنيانگذار انقلاب اسلامي به ايران را ديده باشيد، به خاطر داريد كه امام بعد از پياده شدن از هواپيما سوار بر يك بنز سورمهاي رنگ ميشوند. روايت است كه امام در مقطعي از مسير خطاب به همراهان ميگويند كه ميخواهند سوار بر اتوموبيلي شوند كه توليد ايران باشد. همراهان نيز يك اتوموبيل پيكان براي امام فراهم ميكنند.
باور نميكنم اين تو خود تويي
اين تو كه از خودش بيخود شده تويي
باور نميكنم عشق مني هنوز
گاهي به قلب من سر ميزني هنوز
رضا مير كريمي با همراهي رهبر انقلاب در سفر اخير ايشان به مشهد، مقدمات ساخت فيلمي مستند از سفرهاي رهبر انقلاب را بررسي كرد.
رهبر انقلاب اواخر ارديبهشت ماه امسال در سفر به مشهد با جمعي از خانوادههاي شهدا، روحانيون، دانشجويان دانشگاه فردوسي و ديگر اقشار اين شهر ديدار داشتند و حضور ميركريمي به همراه رهبر انقلاب نيز با هدف بررسي ساخت فيلمي مستند با رويكردي حرفهاي از اين سفر بود. اين كارگردان اين روزها در حال بررسي تصاوير گرفته شده از سفر مذكور است و به احتمال زياد در سفرهاي آينده نيز رهبر انقلاب را همراهي خواهد كرد تا فيلمهاي كاملتري از بازديدهاي معظم له تهيه كند.
البته حاصل كار ميركريمي از همراهي رهبر انقلاب در سفر مشهد، توليد فيلمي سه دقيقهاي بود كه از شبكه خراسان رضوي بدون ذكر نام وي در عنوان بندي پخش شد.
گفتني است پيش از اين نيز هنرمنداني همچون: رضا اميرخاني ( نويسنده) و محمد حسين جعفريان (مستند ساز) نيز در سفر مقام معظم رهبري به سيستان و بلوچستان ايشان را همراهي كردند كه حاصل اين همراهي، نگارش كتابي در قالب سفرنامه از سوي اميرخاني و ساخت فيلمي مستند از سوي جعفريان بود.
در سالهاي مياني دهه هفتاد سريال تلويزيوني امام علي ع با برآورد 27 ميليون توماني تصويب و وارد مرحله فيلمبرداري شد و اين سريال تا پايان كار ده بار دچار « اصلاح برآورد» شد و قيمت تمام شده آن به 269 ميليون تومان رسيد. مهمترين علت اين مساله هم اين بود كه در آن زمان هيچ يك از مسوولان تلويزيون فكر نميكردند اين سريال بعدها تبديل به اثر شاخصي شود و تصور آنها از اين اثر بيشتر يك تله تئاتر تلويزيوني بود. به همين دليل بودجه يك تله تئاتر را در اختيار آن قرار دادند. در همان زمان سريال امام حسن ع با هزينه 800 ميليون تومان توليد شد كه در زمان خود اثر موفقي هم نبود
كارشناسان موزه سينما سرانجام توانستند نسخه تازهاي از فيلم دلشدگان ساخته مرحوم علي حاتمي را از تنها دارنده آن خريداري كنند.
دلشدگان يكي از ساختههاي كارگردان نامدار سينماي ايران علي حاتمي است كه در سال 1370 هجري شمسي ـ يعني حدود سي و شش سال قبل ـ به نمايش عمومي درآمد. داستان اين فيلم كه از ساختههاي تاريخي مرحوم حاتمي است، در زمان سلطنت احمد شاه قاجار اتفاق ميافتد و روايتگر قصه تاجري فرنگي است كه به بهانه رونق فرهنگ و هنر قصد دارد با پركردن چند صفحه از چند موسيقي دان ايراني، رديف هاي اصيل ايراني را كه در حال فراموشي است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد. او از آقاحسين دلنواز يكي از نوازندگان معروف ميخواهد تا جمعي از بهترين نوازندگان را برگزيند. اين قصد و برنامه سفر به فرنگ با مشكلاتي مواجه ميشود و....
در چند روز گذشته بازديد كنندگان محترم اين وبلاگ مطالبي را در اظهار نظرهاي خود درج كردند كه نياز به توضيح دارد.
1 ـ همه شخصيتهاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي، هنري و... عزيز هستند و كسي حق توهين به آنها يا ديگر اشخاص را ندارد. اظهارنظرهاي توهين آميز برخي از بازديد كنندگان سبب ميشود از اين پس علي رغم ميل شخصي مجبور شوم از اين به بعد ابتدا اظهارنظرها را بررسي و بعد آنها را منتشر كنم.
2 ـ من هيچ نسبتي با آيت الله رضا استادي ندارم. آن شخص محترم يك پسوند « مقدم» هم پشت فاميلي خود دارد و من چنين چيزي ندارم.
3 ـ من يك روزنامه نگار و نويسنده مستقل و كاملا آزاد هستم و نه از روزنامه جام جم و نه از هيچ جاي ديگر حساب نميبرم و عقايد هيچ كس را در هيچ جا پوشش نميدهم. به زودي شاهد مطالب انتقادي درباره صدا و سيما در همين وبلاگ خواهيد بود.
4 ـ هركس عكسي از گذشته من دارد، ميتواند در هر جايي دوست دارد آن را منتشر كند. به بهترين عكسها جايزه داده ميشود. جايزه هم يك سفر تفريحي خواهد بود.
براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران ـ بلكه تاريخ سينماي جهان ـ عكس يك كارگردان بر سردر سينماهاي نمايش دهنده فيلمش آمد.
اين كارگردان كسي نيست جز « فريدون جيراني» كارگردان فيلم پارك وي.
محسن مخملباف در سال 1364 در سر صحنه فيلم باي سيكل ران به همراه محرم زينال زاده
محسن مخملباف در اردبهشت ماه 1386 در جشنواره كن به همراه دخترش سميرا مخملباف
دولت خدمتگذار آقاي احمدي نژاد بر خلاف حركتهاي مهم و مثبتي كه در زمينه مباحث اقتصادي، سياسي و اجتماعي انجام داده اما هنوز وارد مباحث فرهنگي نشده است. تغيير ساعت كار بانكها، عدم تغيير ساعت رسمي كشور، كاهش سود بانكها، توليد سوخت هستهاي، توليد انبوه مسكن و كاهش قيمت آن با قيد فوريت، انحلال مراكز استاني سازمان مديريت، تفويض وظايف حمايتي سازمان بهزيستي به كميته امداد، توزيع سهام عدالت، تاسيس انواع صندوق براي ازدواج و ... بخشي از فعاليتهاي دولت در عرصههاي ذكر شده است. حالا فرض كنيد رييس جمهور محترم يك دفعه به ياد فرهنگ و هنر مملكت بيفتد. در آن صورت شاهد چه اتفاقهايي خواهيم بود؟ برخي از دستورها و برنامههاي احتمالي رييس جمهور در عرصه فرهنگ و سينما ميتواند موارد زير باشد: